تبلیغات
اسلام برای همه || Islam For All - مشکلات جهان اسلام و راهکارهای مقابله با آن
اسلام برای همه || Islam For All
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
بسمه تعالی

الحمدلله رب‌العالمین و الصلاه و السلام علی سیدالانبیاء و المرسلین و علی آله و اصحابه الطاهرین، و العاقبه للمتقین و لاعدوان الا علی الظالمین و أشهد أن لا إله إلا الله ولی الصالحین و أشهد أن محمداً عبده و رسوله. الذی ادی الامانه و بلغ الرساله و نصح الامه. و كشف الله عنا به الغمه. و تركنا علی المحجه البیضاء لیلها كنهارها، لایزیغ عنها الا من هلك.

اما بعد فان اصدق الحدیث كلام الله، و خیر الهدی هدی محمد صلی‌الله علیه و سلم. و شر الامور محدثاتها. فایاكم ومحدثات الامور فان كل محدثه فی الدین بدعه و كل بدعه ضلاله و كل ضلاله فی النار.

با یاری و اعتماد به خداوند متعال می خواهم به مشكلات جهان اسلام درعصر حاضر و راههای مقابله با آن بپردازم.

مشكلات جهان اسلام در عصر حاضر:
الف)تضعیف عقیده و ایمان
ب) انحطاط اخلاق و سلوك اجتماعی
ج) پیروی از اجانب در سیاست و كشورداری
د) عدم خودباوری و اتكای به بیگانگان
هـ) خودخوری و درونگرایی افراطی
و) اتخاذ سیاست انفعالی در قبال حوادث جاری

راههای مقابله با این بیماری:
1)     بازگشت به قرآن و سنت صحیحه و روش سلف صالح (رضی‌الله عنهم)
2)     تشویق به دانش‌اندوزی و تقویت روحیه‌ی تحقیق و تفحص به جای تقلید و جمود فكری
3)     پرورش بْعد معنوی و روحی به معنای حقیقی آن
4)     افتخار به آیین‌اسلام و سعی در اجرای دستورات آن
5)     پرداختن به اولویتهای امت به جای مشغول شدن به امور جزیی و فرعی
6)     دعوت و تبلیغ دین براساس تعالیم و آموزه‌های صحیح اسلامی
مقدمــه
دورنمای عمومی امت اسلامی از عصر گذشته تا حال:

زمانی بود كه امت اسلامی، قدرت و نیروی برتر دنیا بود. این سخن گزافه‌گویی و ادعای توخالی نیست، بلكه واقعیت جهان اسلامی در عصر «خیرالقرون» بود. آن حقیقتی كه هرقل (هراكلیوس) امپراتور بیزانس (روم شرقی) به آن اعتراف كرد كه پاك باختگان و پروانگان شمع رسالت و نبوت جای پای او را در شام وفلسطین تصرف خواهند كرد.
آری! این واقعیت به وقوع پیوست. گرچه ما به خاطر دوری زمان قادر به درك آن نیستیم.

پرچم پرافتخار محمدی (صلی‌الله علیه و سلم) از  اندلس تا چین و هند به اهتزاز درآمده بودو از مناره‌ها و گلدسته‌های مساجد اذان نبوی سر داده می‌شد: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول‌الله» هر مسلمان و مؤمنی به آیین خویش می‌بالید. فرقی نداشت كه این عزیز، امام بخاری در آسیای میانه باشد و یا امام قرطبی در اندلس (اسپانیای كنونی)، یا امام ابوحنیفه، نعمان بن ثابت ، فقیه ایرانی در بین‌النهرین. مجاهدانی چون عبدالله بن مبارك مروزی خراسانی عالم و مجاهد مسلمان كه مشغول حراست از مرزهای اسلامی بودو به دوست خویش در مكه «یا عابد الحرمین» می‌گفت و او را به جهاد و تحرك دعوت می‌كرد و نیز نوجوانی نورسته و پاك در سند و هند مانند «محمدبن قاسم ثقفی».

مسلمانان در اوج قدرت و عظمت مادی و معنوی بودند. این امر برای كسی كه درد و فكر امت را خداوند در ذهن و قلب او جاری و ساری نموده و اكنون این وضعیت بغرنج و بحرانی و اسفبار را می‌بیند، بی‌نهایت دردناك و جگرخراش خواهد بود.

شوكت شام و فرِ بغداد رفت  ///  هم سطوت غرناطه از یاد رفت -(علامه اقبال لاهوری)

دریغا و صد دریغا به حال زار امروزی كه به دنبال بوزینگان مسخ شده در تكاپو و حركت هستیم نه به فكر دین هستیم و نه توانسته‌ایم دنیا را به دست آوریم «خسرالدنیا و الآخره»
به قول امام شهید حسن البنا – رحمه‌الله -: «ما دینمان را تكه تكه و ریزریز كردیم تا دنیای مان را وصله و پیوند زنیم اما افسوس كه هم دینمان را از دست دادیم و هم دنیای مان را».
مسلمانان در طلیعه‌ی عصر طلایی اسلام پرچم عزت و جهاد را به دوش گرفته و در اطراف و اكناف عالم حضور قوی و مستمر داشتند و این مصادف با دورانی بود كه اروپای متمدن امروزی در خواب جهل قرون وسطایی می‌غنود. و در اطراف زمینهای فئودالی خویش پرسه می‌زد و هیچ ارتباطی با دنیای پیرامون خود نداشت. كار به جایی رسیده بود كه كشیشها در شمردن تعداد دندانهای اسب، با هم اختلاف داشتند و در واكنش به سخن كشیش جوان كه شمردن دندانها را پیشنهاد داده بود او را به باد كتك گرفتند و ادعا كردند كه آباء و اجداد ما چنین بدعتی را برنمی‌تابند و باید به آراء و افكار آنان مراجعه نمود هرچند كه ناقص و معیوب باشد.
این بود وضعیت دنیای آن روز كه مسلمانان در اوج و اقتدار مادی و معنوی بودند و غربی‌ها و پدران اروپایی‌شان خود را از نسل میمون می‌پنداشتند و در حضیض و پستی بی‌مانند جهالت و حماقت به سر می‌بردند. آنها از مسیحیت استقبال چندانی نكردند مگر آن كه آن را تحریف نمودند. مسیحیت تحریف شده دوران انگیزیسیون ودادگاههای تفتیش عقاید را پشت سرمی‌گذاشت و مخالفان فكری و سیاسی خویش را به جوخه‌های اعدام و آتش می‌سپرد و تاب شنیدن عقیده‌ی مخالف با خود را نداشت.
اما آن چه كه با كمال تأسف و تأثیر مشاهده می‌كنیم چیزی غیر از آن عصر طلایی اسلامی است و از آن گذشته‌ی تابناك صدر اسلام و سلف صالح فقط نام و آوازه‌ی آن باقی مانده است و امروز دست به گریبان تفاله‌های فكری و نشخواركننده‌ی دیگرانیم و امت دچار مشكلات و مصایب فراوانی گردیده است.
در این نوشتار سعی بر آن است كه به مشكلات امت و راههای مقابله با آن پرداخته شود. ابتدا به مشكلات و مصایب می‌پردازیم و در قسمت بعدی راههای مقابله آن را بیان می‌كنیم.
 

مشكلات امّت اسلامی:

الف) تضعیف عقیده و ایمان:
عقیده و ملزومات ایمانی از مهمترین دستاوردهای یك ملت می‌باشد. هر چقدر باورها و اعتقادات یك ملت عمیقتر و پخته‌تر باشد و پای‌بندی و عمل به آن راسخ‌تر و برجسته‌تر شود به همان نسبت در ارایه‌ی الگوی عملی موفق خواهد شد و بهتر می‌تواند مشكلات خویش را حل نماید.

امروزه عقیده‌ی مسلمانان دچار انحطاط و ضعف گردیده به طوری كه از اصول و مبادی شریعت خویش بی‌خبرند. در نظر آنان اجرای مناسك و شعائر دینی اهمیت چندانی ندارد. مهمترین و اساسی‌ترین ركن اسلام نماز است. چقدر از افراد و جوانان این امت نماز می‌خوانند و برای آن ارزش و اهمیت قائلند؟ مابقی اعمال عبادی چون حج ، جهاد، روزه و زكات خود به خود معلوم می‌گردد.

تنزل مسلمانان از عقیده و باور صحیح و راستین اسلامی از زمانی شروع شد كه مكاتب خود ساخته‌ی بشری و ادیان تحریف شده‌ی آسمانی در دین وارد گردید . روایات و خرافات بنی‌اسرائیلی در متون دینی و تفسیری راه یافت. فلسفه‌ی شرك‌آلود چندخدایی یونان و روم و پس مانده‌های فكری زرتشتی، مانوی ، مزدكی و اشراق هندی كیان و هستی را مورد تهدید جدی قرار داد.

از زمان تسلط عباسیان به بعد با ورود اندیشه‌های زنادقه، دهریون، ملحدان و بی‌دینان به جامعه‌ی اسلامی و احیای افكار باستانی اقوام ایرانی، هندی، یونانی و غیره فرهنگ و عقیده‌ی اسلامی را به چالش كشید. از زمان مأمون به بعد، این افكار به طور جدی بروز نمود.

به قول دكتر طه جا برالعلوانی در كتاب «بحران فكری معاصر، شناخت و راهكارها» ، نیت مأمون مبنی بر ترجمه و انتقال افكار فلسفی یونانی، هندی و ایرانی به جهان اسلام هرچه باشد، ولی اثر منفی خود را به اذهان و مشوه نمودن آن بر جای نهاد.

در این دوران، جریان فكری معتزله، پرستیژ و پْز عقل‌گرایی را به رخ می‌كشید. هر فكر و اندیشه‌ای را با عقل خود محك می‌زد، اگر آن را درك نمی‌كرد و متناقض با عقل او بود، رد می‌كرد. گاهی بسیاری از آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی را به این طریق نمی‌پذیرفتند.

نمونه واضح آن فتنه‌ی خلق قرآن و دوره‌ی محنت می‌باشد كه امام احمدبن حنبل «رضی‌الله عنه» تك و تنها قاطعانه ایستادگی كرد. با تحمل شكنجه‌ها از طرف خلفای عباسی و در رأس آن احمدبن ابی داود معتزلی قاضی‌القضات و مروج افكار اعتزالی، مانع از بروز افكار آنان شد.

مسلمانان در گذشته همواره پیرو قرآن و سنت بودند. ولی امروزه به جای این كه عقیده و ایمان خود را از منابع اصلی قرآن و سنت صحیح و روش سلف صالح بگیرند، به مرام‌ها و مكاتب غیردینی و اسلامی متوسل می‌شوند. شاید این مسأله از نظر بعضی‌ها چندان جدی گرفته نشود و پرداختن به آن را بعث پندارند. ولی اگر به واقعیت امروز جهان اسلام مراجعه گردد مشاهده می كنیم كه اكثریت قریب به اتفاق آنان از اصول و مبانی دین خویش غافلندو عبادات را بر حسب عادت و تقلید از گذشتگان انجام می‌دهند.

ب) انحطاط اخلاق و رفتار اجتماعی:
پای‌بندی به اخلاق و تهذیب كردار، نشانه‌ی تمدن و ترقی اقوام و ملل می‌باشد. هرگاه دولتی از نظر اخلاق فردی و اجتماعی تنزل كند، دیر یا زود از صفحه‌ی روزگار محو می‌گردد. تاریخ حكومتهای یونان، روم، ایران باستان و غیره گواه بر مدعای ماست. زمانی حكومتی شكست می‌خورد كه مورد هجوم دیگران واقع شده و از نظر داخلی دارای استحكام لازم نباشد.

عدم پای‌بندی به اخلاق و عدالت اجتماعی، زمینه را برای نفوذ اجانب فراهم می كند.

اهمیت اخلاق والای مسلمانان در گذشته زمانی برای ما هویدا می‌گردد كه امروز، در كشورهای دوردستی چون چین، اندونزی و مالزی در آسیای شرقی و نیز نقاط دوردست آفریقا به خاطر كردار و منش والای مسلمانان به اسلام روی آورده‌اند.

در حال حاضر اگر كسی بخواهد اعمال مسلمانان را بررسی كند و از این رهگذر مسلمان شود، از هرچه اسلام و مسلمان است متنفر و آزرده خاطر می‌گردد. به قول شاعر (سعدی):

گر بدین نمط قرآن خوانی ///  بری رونق مسلمانی

بسیاری از مسلمانان، ظاهری اسلامی و مورد پسند دارند و اگر به درون و اعمال آنها مراجعه شود، از تعالیم و كردار اسلامی فرسنگها فاصله دارند. مسایلی چون ریاكاری، عدم اخلاص و تصحیح نیت، نداشتن برخورد صحیح با همنوع، نفاق و دورویی از طرف مدعیان دین و ایمان راه را بر آنانی می‌بندد كه می‌خواهند به آغوش دین و ایمان برگردند.
برخی برای كسب درآمد و شهرت اقدام به ساختن مدارس ومؤسسات خیریه‌ی اسلامی می‌كنند. بعضی دیگر املاك وقفی مساجد و مدارس را به عنوان ملك شخصی خود به حساب آورده و در آنها دخل و تصرف می كنند. این گونه اعمال باعث اتلاف وقت و سرمایه‌ها در امور دینی و علمی می‌گردد.
مسلمانان در اخلاق فردی و اجتماعی خویش كوركورانه و كورمال از اجانب و بیگانگان تقلید می‌كنند. هیچ كار زشتی نمانده كه مسلمانان آن را انجام ندهند. حتی در این زمینه گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند. انگار كه سعادت خویش را در گرو تقلید از افكار و اعمال دیگران می‌دانند.
در حالی كه قرنها پیش مسلمانان در اوج عزت و قدرت بودند. اروپاییان قرون وسطایی از مسلمانان در رفتار و كردار تقلید می‌كردند و این كار را مایه مباهات و فخر خود می‌دانستند.
اما حالا چشم به راه صفحات تلویزیونی و جعبه‌ی جادویی هستیم. هر مد و تیپی كه از رسانه‌های گروهی رله شود و پخش گردد بدون كم و كاست می‌پذیریم.

ج) پیروی از اجانب در سیاست و كشورداری:
امت اسلامی در زمینه امور سیاسی، روابط بین‌الملل و دیپلماتیكی دچار  چالشی بس وحشتناك گردیده است سیاست خارجی مسلمانان را ابرقدرتها و استعمارگران تعیین می‌كنند. اگر چه گفتن آن شاید كمی مبالغه آمیز باشد، ولی واقعیت امر حكایت از این تراژدی تلخ و دردناك دارد.
نداشتن دولتی قوی و مقتدر علیرغم وجود امكانات و استعدادهای بالقوه و بالفعل و پارچه پارچه شدن حكومتهای اسلامی و نیز عدم تصمیم‌گیری و همفكری واحد در قبال حوادث روزمره و جاری باعث و بانی این مصایب وحشتناك گردیده است.
این فاجعه تلخ زمانی شروع شد كه اندلس زیر سم ستوران صلیبی لگدمال شد و مسجد جامع قرطبه به كلیسا تبدیل شد و میلیونها مسلمان كشته، آواره و اخراج گردیدند و مابقی مستضعفین فی الارض مجبور به ترك دین، ناموس و شرف خویش گشته و به اجبار مسیحیت را پذیرفتند. كمی قبل از آن، صلیبیان مسیحی قدس عزیز را با خون شستند و مغولان شمنی و بت پرست بغداد را آماج حملات خود قرار دادند.
اما با وجود این نیش و گزندهای پیاپی، امت توانست اندكی كمر خویش را راست گرداند و این دوران مصادف با زمانی است كه اروپا داشت از خواب گران هزار ساله‌ی قرون وسطایی چشم باز می‌كرد و می‌كوشید تا حاكمیت خود را به جهان بقبولاند. جنگهای صلیبی زمینه را برای چنین تحركی فراهم كرده بود، اما متأسفانه جهان اسلام به سان كودكی بود كه پس از شنیدن قصه‌های خیالی كودكانه در حال غنودن به خواب خرگوشی بود. به تدریج دراین حیص و بیص آن طراوت و نشاط پیشین را از دست می داد. همچون غنچه پژمرده‌ای كه از شاخه و ساقه جدا شده باشد روز به روز پژمرده تر می‌شد «زیرا گل به شاخه زیباست و از شاخه جدایش نكنیم.»
آری! اروپا قرون جدید را با اخراج مسلمانان از اسپانیا آغاز كرد ... و هزاران زخم و درد و آه دیگر ...
«إنا لله و انا إلیه راجعون» ، «لا حول و لاقوه إلا بالله العلی العظیم»
ولی در مقابل مسلمانان با یك ضربه كاری و با بانگ «الله اكبر» و همت مردانه خویش، بساط امپراتوری بیزانس و روم شرقی را برچیدند. تركهای مسلمان و غیور تا «وین» پایتخت اتریش پیش رفتند و نزدیك بود اروپا آماج حملات جهادی مسلمانان قرار گیرد. اما حوادث تلخ و ناگواری پیش آمد، ای كاش هرگز پیش نیامده بود.
صهیونیسم بین‌الملل و صلیبی‌ها دوشادوش هم به توطئه پرداختند و امت عزیز اسلام و این غنچه و نرگس به خواب رفته را دچار مصیبت  نمودند، نمی‌خواهم به «توهم توطئه» دامن زنم و نه اینكه تقصیر را جملگی به گردن دیگران بیندازم و به اصطلاح روانشناسی فرافكنی كنم. ولی تاریخ به گواهی دوست و دشمن چنین می‌گوید.
از نوشتن این حوادث قلمم می‌لرزد و همواره رعشه‌ای در دست و تاپ تاپی هولناك در قلب احساس می‌كنم. همان حس پاكی كه به مورخ شهر «ابن اثیر» در كتاب «الكامل فی التاریخ» در موقع نوشتن حوادث خونبار حملات دد منشانه‌ی مغولان دست داده بود. حالا كیست كسی كه حوادث فلسطینی  و چین و بوسنی را نشنوند و خم به ابرو نیاورد مگر این كه از شرف و انسانیت بویی نبرده باشد و یا این كه در «جهل مركب» سیاحت كند.
آه و افسوس و دریغ از این مصایب! ولی برای درس و عبرت گرفتن،‌این دردها و آلام را مرور كنیم تا مرهمی برای آن بیابیم.
امت اسلامی به خاطر دخالت دشمنان قسم خورده دچار اختلافات و تعصبات فرقه‌ای و مذهبی شد. جنگهای مذهبی صفوی و عثمانی مؤید این ادعاست. ملی‌گرایی و ناسیونالیسم  از نوع تركی، عربی، پارسی و غیره به منصه‌ی ظهور رسید و قد علم كرد. در حالی كه اروپا امروز دارد یكپارچه می‌شود و ما را ببین با چه فلاكتی دست و پنجه نرم می‌كنیم.
و این در حالی بود كه تئودور هرتزل در حال بنیان نهادن رژیم صهیونیستی اسرائیل بود. رژیمی كه بر پایه افكار مذهبی یهودیان در تورات و تلمود بنا نهاده شده بود. هرتزل كسی بود كه هر روز تورات و تلمود را می‌خواند و براساس باورهای مذهبی خود رژیم اسرائیل را تأسیس نمود. هرتزل به سلطان عبدالحمید دوم عثمانی پیشنهاد كرد كه سلطان، قدس شریف را به یهودیان واگذار كند و در عوض آن كلیه‌ی بدهی های دولت عثمانی را پرداخت نماید. اما سلطان مقتدر عثمانی جمله‌ی مشهور گهرباری را گفت كه شایسته است آن را با آب طلا حك كنیم. او گفت كه فلسطین ملك آباء و اجدادی من نیست بلكه آن متعلق به چهار صد میلیون مسلمان می‌باشد و نمی‌شود آن را به كسی به «ثمن بخس» و بهای ناچیز بفروشم.
این پاسخ دندان شكن برای هرتزل نهایت گران تمام شد و كوشید شیرازه‌ی دولت عثمانی را از هم بگسلد. و چنین نیز كرد؛ زیرا پس از پایان جنگ جهانی اول عثمانی تكه تكه و از صفحه‌ی تاریخ محو گردیده به جای آن رژیم لائیك و غیردینی آتاتورك روی كار آمد..
قرن بیستم با حوادث اسفباری برای جهان اسلام آغاز شد، رژیم نژادپرست صهیونیستی در فلسطین تشكیل گشت. مسجدالأقصی و بیت‌المقدس زیر چكمه‌های دشمنان انسانیت و ایمان قرار گرفت. در هندوستان و پاكستان و بنگلادش طی جنگهای فرقه‌ای بسیاری از مسلمانان كشته شدند. كشمیر، بهشت زخم خورده، توسط هندوهای افراطی و گاوپرست، ددمنشانه پایمال گردید. روسها در افغانستان روی خود را سیاه نمودند. صربهای نژادپرست در شبه جزیره بالكان، بوسنی و هرزگوین و كوزوو كوشیدند تصفیه‌ی نژادی را در اروپای متمدن اجرا كنند.
مسلمانان در چچن و اینگوش همانند سایر هم كیشانشان در آسیای میانه و تركستان توسط روسها قتل عام گردیدند. در افغانستان پس از شكست خفت‌بار روسها، اینك نوبت آمریكا و غرب بود كه روی سیاه خود را به جهانیان نشان دهد. آمریكا بهانه را از قبل طراحی كرد. حادثه یازده سپتامبر 2001، بهانه‌ای بود كه آمریكا با توسل به آن با تروریسم مبارزه كند و به اصطلاح دموكراسی، حقوق بشر و آزادی را برای افغانستان به ارمغان بیاورد. این هدایا در قالب بمبهای جدید چند تنی بر سر مردم ریخته شد تا از این بابت مراتب شكر و سپاسگذاری را از عموسام به جا آورند.در عراق نیز با بهانه‌هایی چون مبارزه با سلاحهای كشتار جمعی و صدور حقوق بشر و غیره توانست آخرین فناوری و تكنولوژی نظامی را نشان دهد. این جنگ با اوضاع فجیع آن همچنان ادامه دارد .
این بود مختصری از اوضاع جهان اسلام در عصر فعلی، اما واكنش مسلمانان و دولتهایشان چیست؟ آنها به كلی خود را باخته و هیچ عكس‌العملی نشان نمی‌دهند. فقط بلدندكه محكوم كنند. البته این كاری است كه گاهی خود سردمداران به جهت رقابت با یكدیگر و یا عوام‌فریبی آن را انجام می‌دهند.
 
د) عدم خودباوری و اتكا به بیگانگان:
هرگاه ملتی از طرف اجانب مورد اجحاف و ستم واقع گردد، روحیه‌ی اعتماد به نفس خویش را از دست می‌دهد و همواره چشم به دیگران می‌دوزد. سعادت خود را در گرو طفیلی و وابستگی به دیگران می‌یابد.
این مسأله مخصوصاً در مورد كسانی آشكار است كه تمدن و زرق و برق پیشرفتهای مادی غربی چشمانشان را خیره نموده است. اینان آن چنان دچار از خود بیگانگی و الیناسیون گردیده‌اند كه تمامی دستاوردهای فكری و فنی خود را منكر شده‌ و آنها را هیچ و پوچ می‌پندارند.
بنابر آنچه گفته شد مسلمانان در بیشتر مسائل به دیگران وابسته‌اند. خودباوری خویش را به طاق نسیان سپرده و زیر چتر بیگانگان زندگی می‌كنند. درد و غم و مسائل آنان را جزو مسایل و مشكلات خویش می‌پندارند. انگار تافته‌ی جدا بافته‌ی استعمار جهانی می‌باشند.
در عصر حاضر پس از پایان جنگ سرد و بلوك بندی‌ها و صف‌آرایی‌های ناشی از آن، بلوك شرق در دهه‌ی آخر قرن بیستم از هم پاشید. آمریكا قدرت بلامنازع جهان گردید.
تك قطبی شدن جهان منجر به ظهور پدیده‌ی «جهانی‌شدن» (Gobalization) گردیده است كه تمامی ابعاد حیات بشری اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
جهانی شدن اینك ابعاد آمریكایی به خود گرفته است. مسلمانان و سایر ملتهای دنیا مجبورند از سیاست و شیوه‌ی آمریكا پیروی نمایند.
«جهانی شدن» به عنوان یك پدیده‌ مسأله‌ای است كه در  حال تحقق و شكل‌گیری است و هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد، ولی این سؤال باید برای یك صاحب نظر مسلمان مطرح شده باشد كه در این فرآیند، چه چیزی را برای عرضه كردن در جهان متلاطم امروزی و برای بشریت سرگردان به ارمغان بیاوریم تا چیزی را برای ارائه‌ داشته باشیم و فقط هضم و نشخوار كننده عقاید و افكار دیگران از جمله غرب نباشیم.
متفكران و اندیشمندان اسلامی به این نتیجه رسیده باشند كه آن چه اسلام از افكار و اندیشه‌های مادی و معنوی در اختیار آنها گذاشته است،‌در اختیار هیچ كس دیگری نیست. گسترش رسانه‌ها و دیگر وسایل ارتباطی درعصری كه به آن «عصر ارتباطات و نیز دهكده‌ی جهانی» لقب داده‌اند. این فرصت را نیز در اختیار آنان گذاشته تا بتواند آن چه را كه دارند به جهانیان عرضه كنند.
اما جهانی شدن نباید منجر به هضم شدن ما در تمدن و عادات غربی باشد كه مغایر با ارزشهای دینی و اسلامی ما باشد. در حالی كه رسول الله rچهارده قرن پیش ما را از پیروی اجانب بر حذر داشته‌اند:

« عَنْ أَبِی سَعِیدٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ حَتَّى لَوْ سَلَكُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَسَلَكْتُمُوهُ. قُلْنَا: یَا رَسُولَ اللَّهِ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى قَالَ: فَمَنْ؟»
 (بخاری، حدیث 3456 جلد 8، ص 335، كتاب احادیث الانبیاء)
«ابوسعید رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ از رسول‌الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نقل می‌كند كه ایشان فرمودند: شما از روشها و سنتهای امتان پیشین وجب به وجب و ذراع به ذراع پیروی می‌كنید. حتی اگر آنها داخل سوراخ سوسماری شوند شما به دنبال آنها می‌روید ما گفتیم: ای رسول خدا آیا مراد شما یهود ونصارا می‌باشند؟ ایشان فرمودند: پس چه كسی می‌تواند باشد؟»

پس با توجه به فرموده‌ی رسول گرامی اسلام جای هیچ عذری باقی نمی‌ماند كه ما از منیات و خواهشات كافران وملحدان پیروی كنیم. خودباوری و اعتماد به نفس را از كف دهیم.

هـ ) خودخوری و درون‌گرایی افراطی:
اسلام آیین اجتماعی و فردی است و تمامی ابعاد زندگی بشر را دربرمی‌گیرد. این طور نیست اگر به یك بُعد بپردازد از توجه به جنبه‌ی بعدی غفلت ورزد. تعادل بین دنیا و آخرت، مادی و معنوی در دین اسلام به طور كامل مراعات گردیده است.
اما مشكل زمانی پیش می‌آید كه این نظم وتعادل به هم می‌خورد و این در وضعیتی است كه شرایط زندگی اجتماعی انسان آشفته و دگرگون شود و علت آن ممكن است تسلط بیگانگان و انحطاط یك ملت باشد. تجربه و مطالعات تاریخی نشان داده است كه هرگاه ملت یا قومی دچار حملات همه جانبه دیگران گردد، ابتكار عمل را از دست می دهدو حیران و سرگردان به جای حل مشكلات خویش و مقابله با آن، به خود خوری و درون گرایی پناه می‌برد و از هم نوعان خویش می‌برد. كار به جایی میرسد كه از خود سلب مسئولیت می‌كند و تقصیر را به گردن دیگران می افكند و متوسل به فرافكنی می‌شود. می‌كوشد بی‌عرضگی و نالایقی خود را تبرئه و توجیه نماید.
دوران هجوم صلیبی‌ها به جهان اسلام و نیز حمله ایلغار مغول، سبب رشد تصوف، انزواطلبی و گوشه‌گیری شد. زیرا در این بْرهه زمانی بسیاری از مردم، دستپاچه و هاج و واج شده و نمی‌دانستند چكار كنند. به ناچار برای حفظ كیش و شرف خویش از جامعه بریده و به گوشه زوایا وخانقاه‌ها و كنج عافیت پناه بردند. البته ممكن است این عمل آنان، نوعی مسكن موقتی برای این چنین دردهایی باشد. ولی نمی‌شود كه برای همه زمانها و مكانها تجویز گردد.
اگر چه مدتها قبل زمینه و رشد تصوف و درونگرایی در میان امت فراهم بود. ولی پس از آن حالت تخریبی گرفت و با تعالیم اسلام رفته رفته فاصله گرفت و از فرهنگهای همسایه چون اشراق هندی و ... تأثیر پذیرفت. این معضل و بیماری هم چنان به سان سمی مهلك و كشنده گریبان امت را گرفت. هرگونه تحرك و جنبش را از وی سلب نمود و مصداق «آن چه پیش آید، خوش آید»‌ گردید.
به طوری كه امروزه برخی مسلمانان به جای آن به حل مشكلات خویش بپردازند، به درون خود خزیده و هیچ حركتی ندارند. معتكف زوایا و خانقاهها شده و سعادت خود را در آن جست و جو می‌كنند.

و) در پیش گرفتن سیاست افعالی در قبال حوادث روزمره:
مسلم است وقتی كه امتی دچار انحطاط و گرفتار مشكلات گردد در سیاست و كشورداری خویش دچار انفعال می‌شود و همیشه از سیاستها و اوامر دیگران – هرچند غلط – پیروی می‌نماید.
امروزه سیاست خارجی و بین‌المللی جهان اسلام را استعمارگران خارجی و مستبدان داخلی تعیین می‌كنند. فرمانروایان و حكام جهان اسلام به عنوان نوكران و نوچه‌های دست پرورده‌ی بیگانگان، طاق بالطاق و موبه مو دنباله‌روی دیگرانند. ما به عنوان مسلمان عموماً تابع بی‌چون و چرای سیاست استكبار جهانی هستیم. ترس و رعب دشمنان بر دلمان نشسته و هیچ گونه عكس العملی نسبت به حوادث جاری نداریم. اگر هم عكس‌العملی نشان می‌دهیم. واكنشی است كه خواسته‌ی اربابان پشت پرده می‌باشدو ما تنها عروسكهای خیمه شب‌بازی هستیم كه توسط كارگردان‌های پشت صحنه كوك و هدایت می‌شویم.
در حالی این مقاله را می‌نویسم كه با خبر شدم صهیونیستها قصد دارند در فلسطین مسجدالاقصی را ویران نمایندو به جای آن هیكل سلیمان را بسازند. یهود عمداً این كار را می‌كند و این نقشه را می‌كشد تا میزان ایستادگی و مقاومت مسلمانان را بسنجد و محك بزند كه چقدر به حرفی كه می‌زنیم عمل می‌كنیم. صد البته آنها هم تاكنون ما را شناخته‌اند و درس ما را خوانده‌اند و می‌دانند كه ما مسلمانان چند مردِ حلاجیم.
اما این كه امت اسلامی چه واكنشی نسبت به این حوادث نشان خواهد داد، خدا می‌داند. البته امیدوارم كه سیاست انفعالی را كنار گذاشته و تنها به حرف زدن اتكا نداشته باشد. بلكه با عمل خویش و برداشتن قدمهای راسخ به همه جهانیان ثابت كند كه در مقابل توهین به مقدساتش ایستاده است. نه تنها از چسبیدن برچسب تروریست به خاطر حمایت از آرمانش ناراحت نیست، بلكه به آن افتخار می‌كند و آن را بر سینه‌اش – به عنوان مدال قهرمانی – نصب خواهد كرد.
جهان اسلام باید به خود بیاید و از این همه امكانات مادی و معنوی كه خدای متعال در اختیارش گذاشته، نهایت استفاده را ببرد. بر روشن فكران و دردمندان جامعه اسلامی است كه با شناسایی نقاط ضعف و قوت خویش و جبران كمی و كاستی‌ها، خود را با تغییرات سریع دنیای امروز همگام سازند. خودشان را به عنوان طراح افكار و اندیشه‌های نوبه جهانیان معرفی كنند ، نه به عنوان دنباله‌رو استثمارگران خارجی و مزدوران داخلی خود را جا بزنند.
بر نخبگان جامعه اسلامی است تا ثابت كنند كه نه تنها دنباله رو سیاستهای دیگرانند، بلكه خودشان صاحب سیاست جدیدی هستند كه می‌تواند بشر امروز را از ورطه‌ی سقوط نجات دهند و بشریت برای پناه بردن از امراض روحی و روانی می‌تواند به تمدن و فرهنگ اسلامی به عنوان مأمن و پناهگاه بنگرد.
جهانی شدن به عنوان یك مسأله، امری است كه تمام شئون زندگی اعم از سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را دربرگرفته ومی‌گیرد. دو نوع دیدگاه و برداشت از جهانی شدن در سطح نخبگان هر ملت وجود دارد:
یك نوع ، آن را فی نفسه و بالذات، پدیده‌ای منفی می‌داند كه باید خود را از آن كنار كشید و دیدگاه دوم كه به عنوان پدیده‌ای مثبت می‌نگرد كه باید حداكثر استفاده را از قابلیتهای موجود برد. این دیدگاه اخیر، دیدگاهی است كه به واقعیت حال نزدیكتر است.
هرچند كه ما پدیده‌ی جهانی شدن را محكوم كنیم وآن را به ضرر خویش بپنداریم. ولی این مسأله‌ای است كه اتفاق افتاده و می‌افتد پس این جا در مقابل یك عمل واقع شده قرار گرفته ایم و فقط به فكر پاك كردن صورت مسأله نباشیم بلكه به دنبال راه حلی برای مسأله باشیم كه بتواند دوام و پایداری ما را در عرصه‌ی جهان امروز كه لحظه به لحظه به سمت همگون شدن در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیش می‌رود، ضامن باشد.
تمدن اسلامی این قابلیت را دارد كه جهانی شود. زیرا رنگ و نژاد در اسلام ملاك و امتیازی محسوب نمی‌شود واین امر را نیز ثابت كرده است. پس از لحاظ تئوری و پایه‌های فكری و مبانی زیرساختی، تمدن اسلامی برای جهانی شدن و عرضه و ارائه در جهان امروز هیچ مشكلی ندارد. اما اگر مشكلی است – كه قطعاً هست – این از جانب عرضه‌كنندگان این مبانی و اصول است كه راهها و روشهای عملی انتقال این داشته‌ها و دانسته‌های قوی را یاد نگرفته‌اند. اصلاً به فكر این كه باید تمدن اسلامی آن رسالت عظیم جهانی را كه به دوش دارد، ایفا كند نیستند و یا به آن ایمان ندارند و تنها منتظر منجی هستند كه از آسمانها برای شأن نازل شود تا بتواند گره از كار مسلمین بگشاید.
گوشه‌گیری و گوشه‌نشینی و انزواطلبی مسلمان امروز، این ادعای ما را ثابت می‌كند ما به عنوان مسلمان به مقابله و برخورد با تمام مظاهر ارتباطی دنیای امروز اعم از رایانه، ماهواره، تلویزیون، رادیو و ... برخاسته و تمام آنها را محكوم به نیستی و تباهی می‌كنیم. ولی هیچ موقع به آنها به عنوان یك نعمت الهی ننگریسته كه از آنها باید در جهت انتقال فرهنگ و تمدن غنی اسلامی استفاده كنیم تا بتوانیم با كمك گرفتن از امدادهای الهی، بشریت سرگردان امروزی را نجات دهیم. یهود با همه پشتوانه داشته و نداشته خویش، امروزه بیشترین سرمایه‌گذاری را برای گسترش‌ ایده‌ها و تفكرات خویش در رسانه‌های گروهی انجام می‌دهد.ولی ما مسلمانان كه صاحب آن پشتوانه عظیم و غنی فرهنگی هستیم چقدر برای بسط این فرهنگ و تمدن تلاش و كوشش كرده‌ایم؟


راههای مقابله با مشكلات جهان اسلام




نوع مطلب : جهان اسلام، 
برچسب ها : مشکلات جهان اسلام و راهکارهای مقابله با آن، مشکلات جهان اسلام، جهان اسلام، اسلام حاضر، مشکل اسلام در جهان، مشکلات اسلام در جهان حاضر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : admin
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :