تبلیغات
اسلام برای همه || Islam For All - راههای مقابله با مشكلات جهان اسلام
اسلام برای همه || Islam For All
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
راههای مقابله با مشكلات جهان اسلام

1) بازگشت به قرآن و سنت صحیحه و روش سلف صالح (رضی‌الله عنهم اجمعین):
هر دین و مكتبی به مرور زمان از حوادث و اتفاقات زمان خویش تأثیر و تأثر می‌پذیرد. هم می‌تواند بر آنها تأثیر گذاشته و جهت آنها را به نفع خویش تغییر دهدو هم قادر است كه از تجارب فكری و فرهنگی دیگر ادیان و ملل استفاده نمایدو از این طریق به غنای فكری خویش بیفزاید. اما مشكل زمانی شروع می‌شود كه تأثیرپذیری از دیگران به جایی می‌رسد كه هویت و مبانی دینی را دچار مشكل می‌سازد و بر روح و جوهره‌ی آن تأثیر منفی و ناخواسته می‌گذارند. از این رهگذر است كه كیان و موجودیت دین به خطر می‌افتد و فقط اسم و رسم پوشالی آن باقی می‌ماند كه از معنی حقیقی به دور است. فلسفه‌ی بعثت انبیاء گذشته در حیات بشری به خاطر این مسأله بوده است. دین اسلام از این قاعده كلی تأثیر و تأثر به دور نیست. هم بر ادیان و فرهنگها تأثیر گذاشته و هم از آنها تأثیر پذیرفته است. به عبارتی این دادو ستد دو طرفه بوده است. دورانی برای تاریخ اسلام پیش آمده بود كه خطر جذب و محو شدن در افكار اغیار احساس می‌شد. از این رو رادمردانی برمی‌خاستند و مانع از انحراف فكری و عملی پیروان دین اسلام می‌گردیدند. زیرا اسلام قابلیت آن را دارد كه به دوران اولیه خویش با همان محتوا و هدف اصلی برگردد.
نمونه‌ی آن در صدر اسلام، پس از وفات رسول خدا صلی‌الله علیه و سلم حضرت ابوبكر صدیق «رضی‌الله عنه» قاطعانه در مقابل عمل مرتدان و مانعان زكات ایستادگی نمود و آنها را قلع و قمع نمود و نگذاشت زكات به عنوان ركن اصلی دین ضایع گردد.
پس از آن حضرت عمر فاروق «رضی‌الله عنه» در مقابل افكار غیراسلامی برخورد می‌نمودو نمی‌گذاشت كه اصحاب رسول خدا صلی‌الله علیه و سلم دچار فتنه‌های دینی و دنیوی شوند.
همچنین حضرت علی مرتضی «رضی‌الله عنه» در برابر فتنه‌ی خوارج كه آیات قرانی را مطابق رأی و سلیقه شخصی خود تفسیر می‌نمودند، ایستادگی نمود و این فتنه را فرو نشاند.
در سالهای پس از آن در عراق امام حسن بصری (رحمه‌الله) در گسترش اندیشه‌های اصلاحی مبتنی بر تعالیم قرآن و سنت نقش برجسته‌ای ایفا نمود. حضرت عمربن عبدالعزیز خلیفه عادل اموی از حاكمانی بود كه نام نیك او در صفحات زرین تاریخ همیشه مانند نگینی می‌درخشد. اندیشمندانی چون امام محمد غزالی طوسی (رحمه الله) در اصلاح عقاید و به خصوص سلوك اجتماعی نیز درخشیده‌اند.
راهی را كه همه بزرگان مورد اشاره به مسلمانان نشان دادند، همان راهی بود كه قرآن همه را در هر عصر و زمان و مكانی به آن دعوت می‌كند. قرآن به عنوان تنها كتاب مصون مانده از تحریف و به عنوان یگانه كتاب زندگی می‌تواندهمان نقشی را ایفا كند كه در 1400 سال قبل از عهده‌ی آن به نحو احسن برآمد. تربیت شدگان مكتب قرآن كه جهان از شنیدن نام آنها به لرزه درمی‌آمد، میراث داران آنها نیز دوباره می‌توانند با غلبه بر هوای نفس همان راهی را ادامه دهند كه سلف صالح آنان، آن راه را پیموده و مسیرش را برای آیندگان هموار نموده‌اند.
دستورات زرین و طلایی قرآن امروزه تنها زینت‌بخش تاقچه‌ی خانه‌های ما شده است و یا متن آن را با خط ریز و درشت می‌نویسیم و بر سر در مسجد و منزل نصب می‌كنیم و انتظار داریم با یك پوستر رحمت خدا نازل شود و روزی‌مان افزایش یابد بدون این كه این دستورات مترقی و پیشرفته را در صفحه قلبمان حك كنیم و آنها را عملی سازیم. حتی از اجرای این كار سستی نموده و اكراه داریم.
هیچ راه سعادت و رستگاری بدون رجوع مجدد به این كتاب آسمانی و فرموده‌های گهربار نبوی (صلی الله علیه و سلم) باقی نمانده است. این موضوع را اگر امروز متوجه نباشیم، فردا آن را متوجه خواهیم كه قطعاً خیلی دیر است و خیانت به اسلام.
 
2) تشویق به دانش اندوزی و تقویت روحیه‌ی تحقیق و تفحص به جای تقلید و جمود فكری:
فراگیری و آموختن علم در اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار است. رسول اكرم صلی الله علیه و سلم می‌فرماید: «طلب العلم فریضه علی كل مسلم ومسلمه» یعنی یادگیری دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب و فرض است.
مسلمانها از همان دوران آغازین و طلیعه‌ی تابناك اسلام به آموختن دانش همت گماشتندو از این رهگذر فراگیری قرآن و سنت را وجهه‌ی همت خود قرار دادند.
به همان نسبت كه مسلمانان به علوم دینی توجه می‌نمودند، از فراگیری فنون مربوط به دنیای خویش غافل نبودند. آنان مصداق این دعای قرآنی بودند كه بارها آن را ورد زبان قرار داده‌ایم:
«ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی‌الآخره حسنه و قنا عذاب النار»
یعنی: «پروردگارا، خیر و خوبی دنیا و آخرت را به ما عطا كن و ما را از آتش جهنم نجات ده»
در علوم تاریخ جغرافیا و علوم اسلامی حدیث ، تفسیر، فقه، كلام و ... سرآمد همگان بودند و دانشمندانی در این عرصه پا به ظهور گذاشتند. آنها همدیگر را نقد می‌كردند ومی‌كوشید صحیح را از سقیم بازشناسند.
روحیه دانش‌اندوزی همراه با حس كنجكاوی و تحقیق بود. همگامی دانش با تحقیق سبب اعتلای آن می‌شود. دو حس علم و تحقیق به منزله دو بال جامعه اسلامی بودند و آن را بر فراز قله‌های رفیع معنویت و دانش به پرواز درمی‌آوردند.
اما بدبختی از آن جا آغاز گشت كه بال تحقیق شكست و جای آن را جمود فكری و تقلید كوركورانه گرفت. مسلمانان به جای این كه به كنكاش و جست و جودر مسائل بپردازند، به حفظ طوطی وار متون و فارغ از درك و فهم آن مشغول شدند و آنها را روی هم در اذهان انباشتند.
مسلمانان تا زمانی كه روحیه‌ی تحقیق و پژوهشگری داشتند و در حل مسایل دین و دنیای خویش می‌كوشیدند و تشنه فراگیری معارف دینی و علمی بودند، آقا و سرور همگان بودند.
حال برای علاج معضل تقلید كوركورانه و بسنده نمودن به میراث گذشتگان چه كار كرد و چه راهی در پیش گرفت تا دوباره گرفتار چنین مشكلاتی نشویم.
در پاسخ می‌توان گفت برای فراگیری علوم، ابتدا اصول و قواعد آنها را فرا گرفت. علوم دینی و تجربی را مورد حلاجی و بازبینی مجدد قرار دهیم. صحیح را از ضعیف جدا كنیم. هر اندیشه و فكری را میمون وار نپذیریم تا از این ورطه‌ی متلاطم سرافراز و كامیاب بیرون آییم.
باید یادآور شوم كه تقسیم‌بندی علوم به دینی و دنیایی یك نوع تقسیم‌بندی غربی و اروپایی است. زیرا در آن دیار حساب دین از جامعه و دنیای پیرامون آن جداست. كلیسا و دانشگاه هر كدام مسیر خاص خود را دارند و هر كسی با دیگری كاری ندارد. این تفكر از طرف دیگر به ما القاء گردیده و ما سهواً و عمداً آن را مدام نقل دهان می‌كنیم.
با كمال تأسف حتی برخی از اندیشمندان صاحب شهرت و آوازه خاص و عام مدعی‌اند كه تحصیل در دانشگاهها و مدارس رسمی، خواندن روزنامه، مجله ناجایز است. پدیده‌های جدید تمدنی چون اینترنت،تلویزیون، رادیو و ... را انكار می‌كنند، شاید آنچه كه در افغانستان اتفاق افتاد و تلویزیون را اعدام كردند (!) و آبروی هر دینداری را بردند؛ كافی نیست؟
من نمی‌دانم این عزیزان و طرفداران شان چه هدفی دارند؟ در حالی كه ما به علوم دینی، تجربی و فنی به شدت نیازمندیم، صاحبان این اندیشه با ترویج این افكار چه چیزی را مدنظر دارند؟ خدمت یا خیانت؟ قضاوت را به عهده‌ی عقل سلیم شما وامی گذارم.
 

3) پرورش بْعد معنوی و روحی به معنای حقیقی آن:
انسان دارای دو بْعد مادی و معنوی است. یك بْعد آن مربوط به نیازهای جسمانی و فیزیولوژی او می‌باشد و پرورش آن منوط به ادامه‌ی حیات مادی او می‌باشد. بْعد دیگر آن راجع به مشاعر، عواطف و احساسات او می‌باشد و این جنبه‌ی معنوی و روحی و روانی آدمی‌زاد را شكل می‌دهد. این دو نیرو به همراهی و همكاری هم، حیات بشری را تشكیل می‌دهند.
هرگاه تعادل بین این دو قوا به هم بخورد، توازن انسان از دست می‌رود. برخی آن چنان غرق مادیات و دنیا هستند كه دنیا و «ما فیها» برای آنان از هر چیزی ارزشمندتر است. مشكل زمانی حاد می‌شود كه طرف لاف و ادعای انكار دنیا بزند و بگوید من فردی مقدس و زاهد هستم و حتی مدعی شود. به قول عامیانه – روی دامنم نماز بخوانید – ولی از طرف دیگر به جمع‌آوری دنیا پردازد و از این غافل شود.
امروز مادی‌گرایی و ماتریالیسم به اوج خویش رسیده و لازم است برای علاج آن به تقویت و تصفیه‌ی روح پرداخت. ما متأسفانه كمتر به اخلاق و رفتار عملی اسلامی پرداخته‌ایم. گو این كه فقط شناسنامه و اسم و رسم اسلامی داشته باشیم برای مان كفایت می‌كند.
در حال حاضر قاچاق و مصرف مواد مخدر و افیونی در جهان اسلام صورت می‌گیرد. بدبختانه كسانی هستند كه لباس و پوشش دینی بر تن دارندو از كنار این مسائل به راحتی می‌گذرند. چون حیات وجودی خویش را در گرو حمایت افراد بی‌ایمان و فاسد به لحاظ عقیده و عمل می‌پندارند.
تا جایی كه مواد تخدیری ونشه‌آور، تمامی امكانات و استعدادهای امت اسلامی را به باد فنا سپرده است. جوانانی داریم كه مدام با افكار پوچ و خزعبلاتی خویش كلنجار می‌روند. چرا كه معتاد به مواد مخدرند، كاری از دست اینها برنمی‌آید تنها شاهكارشان این است كه مواد مخدر مصرفی خویش از هر راهی كه باشد به دست آورند.
آیا انتظار داری كه این گونه افراد، قدس شریف را از دست اسرائیلی‌های غاصب آزاد كنند؟ و یا جوانانی كه سرگرم نظاره دنیای تصویری و مجازی غربی‌اند و در آن عالم رؤیا سیر می‌كنند.
مطالب گفته شده فوق‌الذكر ، حال و روز مسلمانان را در معامله آشكار می‌ساخت. ولی آیا نیم‌نگاهی هم به معاشرات خویش انداخته‌ایم؟ معاشرت و برخورد ما با همسایه دیوار به دیوارمان، و معاشرت ما با برادران و خواهران ایمانی‌مان.
از مسلمان امروزی یك چیز را خریدند و آن هم اعتماد به نفس و اتكای به خویشتن خویش.
مسلمان امروزی را از لحاظ داشتن هویت فردی و اجتماعی مستقل برای خویش بازداشتند. اگر شما امروز در یك سؤال كوتاه بخواهید یك فرد مسلمان بیست خصوصیت فردی و اجتماعی خودش را برای شما بشمارد و یا بخواهد خودش را با بیست نفر از افراد مهم و سرنوشت ساز تاریخ مقایسه كند، آن گاه شما پی خواهید برد كه وی از لحاظ داشتن هویت مستقل چقدر در مضیقه است.
بدنیست در این جا به خاطره‌ای از یكی از دوستان در كلاس درس اشاره‌ای داشته باشم:
از دانش‌آموزان سال دوم دبیرستان كه سال دیگر دیپلم می‌گیرند و به عنوان افراد تحصیل كرده جامعه شناخته می‌شوند، این سؤال پرسیده شد كه هر كدام از شما دوست دارید در آینده محبوبیت چه كسانی را داشته باشید؟ اسامی بیست نفر را در یك برگه بدون نوشتن نام خود یادداشت كنید. پاسخ‌ها خیلی شگفت‌آور و البته به حق هم نزدیكتر.
98% دانش‌آموزان اسامی بازیكنان تیمهای كشورهای خارجی و هنرپیشه‌ها و بازیگران مطرح سینماهای غربی را نوشته بودند. در اینجا با تمام وجود و با تأسف فراوان باید گفت كه آیا به بچه مسلمان الگوی دیگری هم به غیر از اینها معرفی شده است تا سعی كند زندگی علمی و عملی خویش را با آن منطبق سازد؟ جواب قطعاً خیر است. و این از حال و روز جمعیت تحصیلكرده ما، حال و وضع توده‌ی مردم هم كه مشخص است ما چقدر جعفر ابن ابی‌طالب، حنظله، عمر، عمار، یاسر، سمیه «رضی الله عنهم أجمعین» و از همه مهمتر چقدر محبوب خویش حضرت محمد صلی‌الله علیه و سلم را می‌شناسیم و چه حد سیره‌ی عملی و رفتاری ایشان را مطالعه كرده‌ایم تا نسل جوان ما این قدر احساس كمبود نكند و به دنبال ستارگان سینما نرود؟ جوان ما حق دارد زمانی كه وارد مجلسی مذهبی و دینی می‌شود، همیشه حرفهای تكراری می‌شنود كه گوش فلك را كر كرده است. به ناچار از آن مجلس بیزار می‌شود و برای ابدالدهر راه فرار را برقرار ترجیح می‌دهد.

4) افتخار به آیین اسلام و سعی در اجرای دستورهای آن:
مشكل عمده و اساسی این است كه ما از این كه خود را مسلمان بنامیم چندان خوشنود نیستیم بلكه احساس سرافكندگی می‌كنیم. بر اثر عملكرد منفی‌ ما، كلمه‌ی مسلمان قرین و معادل بسیاری از نابسامانیها و نابهنجاریها گردیده است.
ما نباید از مسلمان بودن خود احساس سرافكندگی و حقارت كنیم، بلكه باید به خود ببالیم و بنازیم كه از پیروان مكتب اسلام و مجری احكام الله در سراسر پهنه‌ی گیتی هستیم.
ما فرزندان سلف صالح و امت اسلام هستیم و همواره كوشش كنیم كه پرچم اسلام را در سراسر جهان به اهتزاز درآوریم و دستورات آن را كما حقه انجام دهیم و إن شاء الله تعالی این دین را جهانی خواهیم نمود. زیرا مكاتب خود ساخته بشری ‌توان آن را ندارند كه نیازهای همه جانبه بشری را برآورده و مرتفع سازند و همواره ناتوان از ارائه‌ی یك الگوی كامل برای زندگی انسان بوده‌اند. همگان به زباله‌دان تاریخ خواهند پیوست. آنها را همانند كمونیسم درموزه‌های تاریخ جست‌و جو نمود.

5) پرداختن به اولویتهای امت به جای مشغول شدن به امور فرعی و جزئی:
یكی از عوامل انحطاط امتها این بود كه از توجه به اصول اساسی و حیاتی خویش بازمی‌ماندند و همواره گرفتار مسایل جزیی و ناچیز می‌بودند. زمانی كه به خودمی‌آمدند، می‌دیدند كه كار از كار گذشته ودر سراشیبی فروپاشی و سقوط قرار دارند و ناتوان‌تر از آنند كه مشكلات خویش را حل كنند. امروزه بیشتر نگاهها متوجه امور فرعی و جزیی است. می‌بایست به اصول اساسی و اعتقادی توجه كنیم. این امر واقعاً برای امت اسلام نگران كننده می‌باشد. درگیری و تنازع بر سر مسایل جزیی ما را از پرداختن به امور اساسی امت بازمی‌دارد.
در حالی كه دنیای اسلام با مسایل و مشكلات بی‌شماری چه در عرصه‌های ملی و چه در عرصه‌های جهانی روبروست. خودمان را قرص و محكم به مسایل ناچیز و كم اهمیت چسباندن واقعاً حماقت است. بحث نمودن بر سر گذاشتن و نگذاشتن كلاه در نماز چیزی را حل نمی‌كند.
ما مسلمانان در بسیاری از مسایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دچار انحطاط هستیم و هنوز جایگاه گذشته‌مان را به دست نیاورده‌ایم. از خیلی مسایل پراهمیت به سادگی می‌گذریم. قیل و قال ما در مدارس و درسمان گاهی بر سر خیلی مسایل پیش پا افتاده است كه هنوز لاینحل مانده است گاهی عمل مستحبی را آن چنان بالا می‌بریم كه از فرض غافل می‌گردیم.
جوان تشنه معرفت نیاز به چیزهای دیگری دارد كه باید آنها را ارائه كرد. عرضه نكردن آنها تبعات جبران ناپذیری خواهد داشت كه گریبان همه ما را خواهد گرفت. امروزه جهان اسلام به علم ، دانش، تكنولوژی و در یك كلام به عمل نسل جوان احتیاج دارد. ما چقدر به علم و دانش روز اهمیت می‌دهیم و چه اندازه با دامهایی كه برای شكار جوانان پهن شده‌اند آشنایی داریم؟ امروزه جر و بحث‌مان بر سر مسائلی است كه هیچ مشكلی را از جامعه‌ی اسلامی حل نخواهد كرد. افتخار به چیزهای بی‌ارزشی كه نه گره‌گشای كار ماست و نه گره‌گشای كار سایر مسلمین به صورت عام در بین ما رواج پیدا كرده است.
 
6) دعوت و تبلیغ دین براساس تعالیم و آموزش‌های صحیح اسلامی:
بدون شك دعوت و گسترش دین در جهان امری بسیار پسندیده و خوب است و دین اسلام كه برای عموم جهانیان از طرف خداوند به مردم ابلاغ گردیده است نیاز به تبلیغ دارد. اما اگر دعوت با آموزشهای صحیح دینی همراه نباشد و تفسیر و آراء شخصی خود را بر دین اسلام تحمیل كنیم، نه تنها فایده‌ای به دنبال نخواهد داشت بلكه همراه با خسران و نقصان مادی و معنوی برای اسلام خواهد بود.
در جهان مسیحیت افرادی را برای تبلیغ دین انتخاب می‌كنند كه حداقل در زمینه‌ای از علوم روز تخصص داشته باشد آن هم با هزینه‌های گزاف و صرف اوقات زیاد. ولی در جهان اسلام متأسفانه بر عكس عمل می‌شود. بیشتر كسانی كه به تبلیغ دین می‌پردازند سواد ندارند؛ حتی علم و دانش را به غیر از آنچه كه خودعلم می‌نامند، اصلاً قبول ندارند و قایل به تفكیك بین علوم دینی و به قول خودشان دنیایی هستند. اینان افكار وسلیقه‌ها و برداشتهای شخصی و فردی خود را به عنوان رأی و حجت قاطع و كامل می‌انگارند و مصرند كه مردم آنها را قبول كنند و در غیر این صورت، برچسبهای ناروایی را تحمل نمایند.
آری! این عزیزان كه در اخلاص شان شكی نیست؛ ولی چون درسی نخوانده‌اند و پیش استادی زانوی تلمذ نزده‌اند و فقط از راه شنیدن، یاد گرفته‌اند، مدام لفظ «سنت» را با آب و تاب تكرار می‌كنند. بدون آن مفهوم و معنای حقیقی آن را درك كنند. یا حداقل آشنایی ابتدایی با حدیث، تفسیر، فقه و تاریخ داشته باشند. سنت را فقط در انجام اعمال مستحبی می‌دانند. از بقیه‌ی امور به كلی بی‌خبرند.
شاعر چه زیبا گفته است:
نه هر كه روی برافروخت دلبری دارد               نه هر كه موی نتراشد قلندری داند

اینان وقتی وارد جامعه و حیات اجتماعی می‌شوند همه‌ی مظاهر مادی و دنیوی را منكر می‌شوند و از این طریق سد راه كسانی می‌گردند كه می‌خواهند مطابق دین حركت كنند ولی وقتی عملكرد داعیان بی‌خبر از علم را ببینند، همواره از دین روی می‌گردانند.
ترسم كه به كعبه نرسی ای اعرابی          كین ره كه تومی‌روی به تركستان است -  (سعدی)

والسلام علیكم و رحمه‌الله و بركاته


مشکلات جهان اسلام و راهکارهای مقابله با آن




نوع مطلب : جهان اسلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اسفند 1393 :: نویسنده : admin
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :